متهم ساخت‌. او بر عليه نيكه‌فوروس گريگوراس هم نوشت‌، هم‌چنين بر عليه يوآنس يازدهم‌ بِكوس بِطريق قسطنطنيه از سال 1275 تا 1282 (متوفا 1293)، مدافع لاتينيان و اتحاد با آنان‌ بر ضد يوآنس چهاردهم كالِكاس‌، بِطريق قسطنطنيه از سال 1334 تا 1347. خلاصه آن‌كه او نماينده‌ٴ اصلي هسيكاسم (در اين باره يادداشت مربوط به بارلام را ببينيد)، هم‌چنين مدافع اصلي‌ ارتدكس بيزانسي در برابر رُم بود.
هنوز يكي ديگر از آثار ادبي او را بايد ذكر كرد، به‌نام شخصيت‌بخشي كه بحثي است افلاطوني‌ درباب روح كه در آن روح جسم را متهم مي‌كند و جسم به دفاع از خويش مي‌پردازد.

3. فيلسوفان ديگر بيزانسي‌

ماگِنتينوس‌

لئون ماگنتينوس‌. منطق‌دان بيزانسي‌، كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم برآمد. راهب و بعدها اسقف‌ اعظام ميتيلنه‌.
او شرح‌هايي بر باري ارمينياس‌، آنالوطيقاي اول و برخي آثار ديگر ارسطو، هم‌چنين بر ايساغوجي فرفوريوس نوشت‌.

ج‌. يهود
1. يهوديان جنوب فرانسه‌

يوسف كَـسپي

يوسف كَـسپي‌.1 فيلسوف‌، نحوي و مفسر لانگدوكي‌. درحدود 1280 در لارژانتيه (آردك‌) زاده‌ شد؛ احتمالاً پس‌از اخراج سال 1306 به تاراسكون رفت و ظاهراً بيشتر در آن شهر اقامت گزيد، ولي در اسپانيا و مايوركا و آفريقاي شمالي سفرهاي زيادي كرد. در سال 1314 به اميد كسب‌ اطلاعاتي از اعقاب ابن ميمون درباره‌ٴ او، به مصر رفت‌، ولي توفيقي نيافت‌. در سال 1317 همراه‌ قالونيموس بن قالونيموس در آرل و در سال 1329 ـ 1330 در تاراسكون بود. گفته مي‌شود در سال 1340 در جايي نامعلوم درگذشت‌.
نام او كَـسپي (يا ابن كَـسپي‌) از نام شهر زادگاهش مشتق شده ـ لارژانتيه از argent به‌ معني نقره و Kesef نيز در زبان عبري به همان معني است‌. او را در پرونس دُن (يا ان‌) بُنافوس (يا بُنفوس‌) دو لارژانترا مي‌ناميدند. او قريب سي كتاب نوشت كه در عنوان اغلبشان‌ كـِسِـف آمده است (تحفه‌ٴ سيمين‌، عصاي سيمين‌، جام‌هاي سيمين‌، بند سيمين‌، و غيره‌)، و اين اشاره‌ٴ


Joseph ben Abba Mari ben Kaspi (Caspi) .1